داوود صمدى آملى

68

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

بحث لغوى پيرامون فلسفه و فيلسوف جناب ابو ريحان بيرونى در كتاب ماللهند مىفرمايند : فلسفه يك كلمه يونانى است كه از كلمهء سوف ، به معناى علم اخذ شده است . متأسفانه به مرور زمان كلمهء سوف ، به كلمهء « صوف » به معناى پشم تلفظ و نوشته شده است . بعد عده‌اى تصور كردند پس فيلسوف بايد كسى باشد كه ريش و پشم بلندى داشته باشد تا اينكه اين تصور منجر به تشكيل طايفه‌هاى صوفى شد و آنها نيز به حسب اعتقادات مختلف خود به گروههاى مختلفى تقسيم شدند حضرت آقا در تعليقات خود بر اسفار مىفرمايند : و من افادات العلّامة البيروني في ماللهند في اشتقاق كلمة الصوفية ما هذا لفظه : السوفية و هو الحكماء فان السوف باليونانية الحكمة ، و بها سمّي الفيلسوف پيلاسوپا اي محب الحكمة ؛ و لمّا ذهب في الاسلام قوم قريب من رأيهم سمّوا باسمهم . « 1 » يعنى از افادات علامه بيرونى در كتاب ماللهند در مورد اشتقاق كلمه صوفيه اين بيان است كه مراد از سوفيه حكما هستند ، زيرا كلمه سوف در يونان به معناى حكمت است . بدين جهت فيلسوف را در يونان پيلاسوپا تعبير مىكنند كه به معناى دوست‌دار حكمت است و از آنجا كه در اسلام نيز عده‌اى آرايى قريب به يونانيان داشتند ، آنان را بدين نام خواندند . پس فيلسوف و پيلاسوپا به يك معنايند ، منتهى چون در عرب حرف « پ » تلفظ نمىشود ايشان با اندكى تصرف ، پيلاسوپا را به فيلسوف تغيير داده‌اند . حضرت استاد در ادامه مىفرمايند : لفظ فيلسوف همانند لفظ دكتر است ، همانطور كه كلمه دكتر به همه انسانهايى كه اين علم را خوانده‌اند اعم از اينكه در سير الهى باشند يا نباشند ، اطلاق مىشود ، كلمه فيلسوف هم به همه كسانى كه

--> ( 1 ) . اسفار ، ص 24 ، ط حيدر آباد دكن .